نیلاینیلای، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

نیلای , ماه من

نیلای راه میرودددددددددددد

سلام دخترم مامانی کم کم داری راه میری ماشالله ، عزیزم روی پاهات وایمیستی شروع میکنی به رقصیدن و از اون جایی که نمیتونی خوب تعادلتو حفظ کنی میوفتییییییییی ای جانم مامانی پیشی من میومیو کردنات شنیدن داره مامان دلش میخواد بخورتت کارای بدم یاد گرفتی همش  دستتو میکنی داخل چراغ اخه بوی نفت میگیره دستت یا میخوای بزور بری پشت تلویزیون ای وای من خطر داره قشنگی مامان سر همین موضوع امروز منو تو یه دعوای حسابی کردیم بعدشم همدیگرو بغل کردیمو بوسیدیم      ولی همچنان تو میری اون پشت منم داد میزنم نیلاااااااااااااااااااااااااااای خوب مامانی میترسم . جوگولو تو چرا مامی رو دعوا میکنی من که کار بد نمیکنم من که بهت شیر می...
28 آذر 1390

نفس من

سلام دخی من،مامانی من یکم نگرانت  شدم اخه چرا دیگه راه نمیوفتیییی، من همیشه نگرانتم. مامانی خیلی بلایی >نمیتونم ازت دور باشم حتی یه لحضه واقعأ برام سخته نمیتونم دوریتو تحمل کنم وقتی کار دارم و نمیزاری من کارامو بکنم میبرمت بالا پیش خالت و شروع میکنی به رقصیدن و اواز خوندنو شادی کردن الاهی همیشه بخندیو شاد باشی ولی مامانیت تند تند کاراشو میکنه که بیارتت پایین اخه زود دلش برات تنگ میشه خیلی زود  میخوام برت گردونم پیش خودم ،خانومم مامان بی تو میمیره  تو عمر ونفس مامانی   .  دوست دارم یه عالمه هر چیییی بگم بازم کمه ...
24 آذر 1390

بدون عنوان

مامانی وقتی میخواستم شمع روشن کنم دیدم اوه چقدر ارزو دارم همه بچه ها شمع زیاد داشتن مل مل ١٠ تا روشن کرد پرسیدم چرا ١٠ تا ؟گفت :ارزوی خوشبختی دارم گفتم خوب این شد یکی ٩ تای دیگه چین مل مل گفت خاله ارزوی خوشبختی خیلی مهمه با یکی نمیشه شمع زیاد میخواد. امیرم که  گیر داده بود کی ارزو کنه اولش وسطش  یا اخرش منم که شمع کم  اوردم. ایبشالله همه ارزو هاشون براورده بشه گلی جون ...
20 آذر 1390

بدون عنوان

سلام سلام صد تا سلام سلام مامانی، جوجوی من ببخشید که این سری خیلی دیر شد اخه ما مهمون داشتیم شانی امده بود وقتیم که شایان میاد همه بروبچ میان اینجا ،خونمون شلوغ بود توام حالی کردی ثمین  مریم امیر سما مهیار سبحان . عاشورا تاسوعا اینجا بودن با هم رفتیم مسجد دسته ها رو دیدیم و تو جیگر مامانی با دسته ها میرقصیدییییییییییی عزیزممممممممممم ولی بابایی یلدت داد که سینه بزنییییی .   شام غریبانم با همه بچه ها رفتیم کوهستان پارک شمع روشن کردیییییییم یخیدییم حسابی مثل دختر کبریت فروش لرزیدیم اه مادر بزرگگگگگگ   خلاصه امسالم تمام شد شیان فردا میره سما ثمین جمعه رفتن کم کم داره خلوت میشه ای بابا یا امام حسین هوای همه نی نی هارو داشته باش م...
20 آذر 1390

بدون عنوان

سلام دخملی خوشگل من دلم گرفته عزیزم از این همه نامردی از این همه دروغ . خسته شدم از این وضع نا بسامان نمیدونم کی تمام میشه  نمیدونم باید چکار کنم از حرفای چرند از دروغ خستم تنها امیدم تویی  با تمام وجودم خالصانه میخوامت جیگرممممممممم کاش میشد این شرایط زودتر تمام بشه دیگه اعصابشو ندارم نمیخوام بهش فکر کنم نمیخوام . خدایا به امید تو ،نگهدار  دخی من باش ای کاش ...
13 آذر 1390

بدون عنوان

سلام ماه من ، بلاییی طلایی، جیگر مامانی امدم برات بنویسم که چی یاد گرفتی . یاد گرفتی از روی تخت پایین بیای ، یاد گرفتی اخم کنی مثلأ دعوا میکنی ، سوت میزنییییی ،کمدارو حسابی بهم میریزی کشوهارو باز میکنی خالیشون میکنی، داری بزرگ میشییییییی نی نی من دوست داری تو اتاق خودت بازی کنی ،افرین به خانومم پشت چشمم نازک میکنیییییییییی وحشتناک دوست دارممممممممم  
9 آذر 1390

بدون عنوان

سلام دختر گلم دیشب تولدتو گرفتم جیگر ولی شما اولش خواب بودی وسطش از صدای ترکیدن بادکنک میترسیدیو گریه میکردی اخرش که همه خسته شدنو یکی یکی میرفتن تتتتتتتتازه سر حال شدی قربونت برم شب خوبی بود خوش گذشت فقط جای عمه اینا خالی بود نتونستن بیان. یادش بخیر پارسال اینموقع یه نی نی خیلی ناز تو بغلم بود کوچولو مامان خیلی دوست دارم
4 آذر 1390

بدون عنوان

سلام سلام صدتا سلارم، سلام ماه من سلام عشق من سلام زندگییییییییی تولدت مبارک کوچولوی من ایشالله ١٢٠ ساله شییییییی نیلای من قربونت برم ، مامانی ١ سال گذشت بهترین سال زندگی مامان بابا بود چون یه فرشته کنارمون بود یه سال قشنگ بود  پر معنی زیبا الاهه ناز من دوست دارم  امروز رفتیم واکسن زدیم مامانی قربون دست کوچولوت بشم که خونی شد یکم گریه کردی موشی ،مامان بمیرهههههههههههههههههه راستی تولدت شب جمعه میگیریم که با خیال راحت همه بیانننننننن اییییییییی جانم    خانوم شدی عسل با قد ٧٢ وزن ٨٨٥٠ دور سر ٤٦ فداتتتتتت شم
2 آذر 1390
1